تبلیغات
ما 301ی ها - زندگی ابوعلی سینا

ما 301ی ها
 

ابوعلی سینا

ابر مرد خرد گرا و اهریمن ستیز

شیخ الرئیس . حجته الحق . ریس العقلا . شرف الملك ابوعلی سینا ( حسین پسر عبدالله حسن پسر علی پسر سینا)

در دنیای امروز كمتر ملتی است كه به مفاخر گذشته خود توجه نكند زیرا یكی از علایم حیات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفی. علمی.فرهنگی .ادبی .سیاسی.اجتماعی و ملی انهاست كه این گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سیر زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل برای اینده گان خود به میراث گذ اشته اند كه باید انرا گرامی و عزیز داشت و انرا بارور ساخت.

شیخ الرئیس نواسه علی سینا، ‌معروف به ابن سینا . به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری(مطا بق 980 میلادی ) از پدر بلخی ایی بنام عبدالله ( از سبب وزیر مالیه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مركز ماورالنهر و خراسان انزمان انتقال نموده بود) و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه خورمیثن(قریه ای میان بلخ و بخارا)طفلی چشم به جهان گشود .كه نامش را حسین گذاشتند .

.
شركت در جلسات بحث از دوران كودكی ، به واسطه پدر كه از پیروان آنها بود . بوعلی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وی در فراگیری علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصیه استاد وی ابو عبدالله ابراهیم بن حسین ناتلی ، ‌ابن سینا را به جز تعلیم و دانش اندوزی به كار دیگری مشغول نكند . و چنین شد كه وی به دلیل حافظه قوی و نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت .

تا آنجا كه پادشاه بخارا ، نوح بن منصور ( 366 تا 387 هجری قمری ) به علت بیماری خود ، وی را به نزد خود خواست تا او را تداوی نماید ابو علی ابن سینا بعد از تداوی از نوح تقاضا كرد تا به كتابخانه عظیم دربار سامانی دست یابد و از ان استفاده نماید این تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت . به این ترتیب وی توانست با استفاده از این كتابخانه در علوم مختلف از جمله حكمت ،‌ منطق و‌ ریاضیات تسلط یابد ( خاندان سامانیان از مردم بلخ بودند و دین زردشتی داشتند سامان خدا از روشناسان و حاكم بلخ بود والی عربی خراسان در نصف قرن هشتم میلادی با سامان دوست شد وسامان دین اسلام اختیار كرد از جمله نواسه هایش اسمعیل پسر احمد در سالی 892 میلادی بعد از مرگ برادر ش نصر و گرفتن سمرقند سلسله سامانیان را بنیان گذاشت .

وی با وجود پرداختن به كار سیاست در دربار منصور ، پادشاه سامانی و دستیابی مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله دیلمی و نیز درگیر شدن با مشكلات ناشی از كشمكش امرا كه سفرهای متعدد و حبس چند ماهه وی توسط تاج الملك ، حاكم همدان ، را به دنبال داشت . بیش از صدها جلد كتاب و تعداد بسیاری رساله نگاشته كه هر یك با توجه به زمان و احوال او به رشته تحریر در آمده است . وقتی در دربار امیر بود و آسایش كافی داشت و دسترسی اش به كتب میسر بود ،‌ به نوشتن كتاب قانون در طب و كتاب الشفا یا دائره المعارف بزرگ فلسفی خود مشغول می شد كه اوج كمال تفكر قرون وسطی است كه بدان دست یافت و در تاریخ تفكر انسانی از تحقیقات معتبر جهان بشمار میرود .

اما در هنگام سفر فقط یادداشت ها و رساله های كوچك می نوشت از میان تالیفات ابن سینا ،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتی جهانی یافته است . كتاب شفا در هجده جلد در بخش های علوم و فلسفه ، یعنی منطق ، ریاضی ، طبیعیات و الاهیات نوشته شده است . منطق شفا امروز نیز همچنان به عنوان یكی از معتبرترین كتب منطق مطرح است و طبیعیات و الاهیات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است . كتاب قانون در طب در هفت جلد نیز كه تا قرن ها از مهمترین كتب طبی به شمار می رفت . شامل مطالبی درباره قوانین كلی طب ، دواهای تركیبی و غیر تركیبی و امراض مختلف می باشد . این كتاب در قرن دوازدهم میلادی همراه با آغاز نهضت ترجمه به زبانهای لاتین و تا امروز به زبان های انگلیسی ، فرانسوی و آلمانی و ایرانی نیز ترجمه شده است و به عنوان متن درسی طبی در پوهنتون های اروپایی تا سال 1650 میلادی به عوض آثارجالینوس و موندینو در دانشگاه هایLavain و Monpellier تدریس میشد.

ابن سینا در زمینه های مختلف علمی نیز اقداماتی ارزنده به عمل آورده است . او اقلیدس را ترجمه كرد . رصدهای نجومی را به عمل درآورد و در زمینه حركت ، نیرو ، فضای بی هوا ( خلا ) ، نور ، حرارت تحقیقات ابتكاری داشت . رساله وی درباره معادن و مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود . درباره این رساله فیگینه در كتاب دانشمندان قرون وسطی چنین آورده است : ابن سینا رساله ای دارد كه اسم لاتین آن چنین است : De Conglutineation Lagibum . در این رساله فصلی است به نام اصل كوه ها كه بسیار جالب توجه است . در آنجا ابن سینا می گوید : ممكن است كوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . یكی برآمدن قشر زمین . چنان كه در زمین لرزه های سخت واقع می شود و دیگر جریان آب كه برای یافتن مجرا ، سبب حفر دره ها و در عین حال سبب برجستگی زمین می شود . زیرا بعضی از زمین ها نرم هستند و بعضی سخت . آب و باد قسمتی را می برند و قسمتی را باقی می گذارند . این است علت برخی از برجستگی های زمین .

ابن سینا خرد مبتنی بر منطق داشت و به تقدم عالم معتقد بود و می گفت ( وجود خداوند بر جهان تقدم ذاتی دارد نه زمانی) او به موجودیت جن وزنده شدن بعد از مرگ معتقد نبود .....سینا میگفت افعال و حوادث مستقیما از خدا بوجود نمی اید بلكه در نتیجه عمل غایی داخلی تكامل میابد . سینا كو شش زیاد كرد تا نظریات فلسفی خود را با عقاید عامه مسلمانان توافق دهد سینا همه قضایا را تنها به روش عقلی و كاملا مستقل از قران مورد بحث قرار میداد از این سبب بود كه تا قرن ها از طرف خلافت ها و هیت های حاكم ارتجاعی اورا مظهر كفر و الحاد میدانستند و سوزاندن كتابهایش از سیاستهای متداول طی چند قرن در كشور های اسلامی منطقه بود زمانیكه اورا كافر و ملحد گفتن او گفت . ((كفری چو منی گزاف و اسان نبود محكم تر از ایمان من ایمان نبود در دهر چو من یكی و ان هم كافر پس در همه دهر یك مسلمان نبود)) و به واسطه عقل منطقی و نظام یافته خود حتی در طب نیز تلاش داشت تداوی را تا سرحد امكان تابع قواعد ریاضی سازد . تسلط بر فلسفه را كمال برای یك دانشمند می دانست . وی برای آگاهی از اندیشه های ارسطو و درك دقیق آن ،‌ آن گونه كه خود در شرح احوالش نوشته است ، 40 بار كتاب علم الهی و یا مابعدالطبیعه(متا فیزیك ) ارسطو را خواند و به حكم تصادف با استفاده از كتاب كه ابونصر فارابی كه درباره اغراض ما بعد الطبیعه نوشته بود ، به معانی آن راه یافت . ابن سینا در دوران عمر خود از لحاظ عقاید فلسفی دو دوره مهم را طی كرد . اول دوره ای كه مصروف مطالعه ای فلسفه .عقاید و علوم مشاهی (ارسطو یی )بود و دوم دوره ای كه از آن عقاید عدول كرد و به قول خودش طرفدار حكمت مشرقین و پیرو فلسفه اشراق شد با مرگ سینا تقریبا دوران فلسفه در مشرق به سر رسید روجر بیكن اورا بزرگترین استاد فلسفه بعد از ارسطو لقب داده اند (فلسفه ابن سینا فلسفه مشاهی و متاثر از فلسفه نوع افلا طونی ودین اسلام است وی كوشیده است كه فلسفه را با دین اسلام توفیق دهد معذالك جمع اورا كافر وملحد خوانده اند اگر چه او و ابن رشد هر دو از پیروان ارسطو بودند اما شیخ الریس كمتر از ابن رشد تابع اصیل یونان بودند .

اما سینا قبل از ابن رشد بین فلسفه و احكام شریعت شكافی به وجود اورد و اولین كسی است كه در اسلام كتب جامع و منظم در فلسفه نوشته است و كتاب الشفا او در حكم دایره المعارف فلسفی است تاریخ اجتماعی ایران ج هشتم ) .وی به پشتوانه تلاش یك صد ساله ای كه پیش از او از سوی كسانی همچون رازی و فارابی برای شكل گیری فلسفه صورت گرفته بود ، موفق شد نظام فلسفی منسجمی را ارائه دهد . با توجه به این كه پیش از او مقدمات این كار فراهم شده بود ، كار و وظیفه ابن سینا این بود كه مشكلات و پیچیدگی ها را كشف و حل كند و آنها را به نحوی مظبوط و موجز شرح نماید . فروع جزئی را به تصول شامل ارتباط دهد و اطراف آن را به هم بیاورد .

او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بین مفاهیم كلی مثل انسان ،‌ فضیلت و جزئیات حقیقی به یكی از پرسشهای علمای قرون وسطی كه مدت های طولانی ذهن آنها را به خود مشغول كرده بود پاسخ داد . تاثیر آرای فلسفی ابن سینا ، ‌همچون آموزه های طبی او ، ‌بر علاوه قلمرو اسلامی ، ‌در اروپا نیز امری قطعی است . آلبرتوس ماگنوس ،‌ دانشمند آلمانی فرقه دومینیكی (1200 تا 1280 میلادی ) ‌نخستین كسی بود كه در غرب تفسیر و شرح جامعی بر فلسفه ارسطو نوشت . به همین دلیل اغلب او را پایه گذار اصلی ارسطوگرایی مسیحی می دانند . وی كه جهان مسیحیت را با سنت ارسطویی الفت داد ،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سینا متكی و معتقد بود. همچنین فلسفه ما بعد الطبیعه ابن سینا ، ‌خلاصه مطالبی است كه متفكران لاتینی دو قرن بعد از او بدان رسیدند در قرن پنجم هجری به وسیله پیشوایان مذهب و پیروان خانقاه مبارزه گسترده و شدید علیه علم و حكمت و مخصوصا فلسفه اغاز شد و در مدارس و مكاتب اهل علم تدریس هر گونه علم .فلسفه و حكمت را حذف كردند و جای انرا به تفسیر قران.احادیث. و اصول فقه واگذار كردند . علما مورد تكفیر اربابان مذهب قرار گرفت از جمله كسانیكه كه با تمام قوا بر ضد فلسفه و علم طغیان كرد حجته اسلام غزالی(450 الی 505هجری) بود كه عمری فلسفه را اموخت و به علت یاس وحیرت و واهمه عجیبی كه به او دست داد از مدرسه به خانقاه رفت و دامن عرفان را محكم گرفت و از جمله دشمنان سر سخت فلسفه .علم و حكمت گردید.

غزالی در تهافت الفلا سفه (فارابی) و سینا را رد میكند و میگوید(علی التحقیق انها را ظلماتی فوق ظلمات فرا گرفته است) در المنقذ من الضلال متذكر شده است كه این دو فیلسوف در بیست مورد در موضوع الهیات اشتباه كرده اند .در سه مورد مستوجب تكفیر و در هفده مورد مستوجب تبعید اند) و سه مورد كه انها را از اسلام جدا میسازد و مورد تكفیر قرار میگیرند مینویسد: (1- معتقد بودن انها بر اینكه خداوند حاكم بر كلیات است نه جزییات . 2- اعتقاد شان به تقدم عالم. 3- اینكه اجساد حشر ندازد ثواب و گناه مربوط روح است نه جسم .)

تعرض به سینا بدینجا پایان نمپذیرد بعضی از دانشمندان كوته استین در قرون بعدی نیز به او تاخته اند از جمله عثمان بن عبدالرحمن موسوم به ابن صلاح (643) سینا را مرتد و بی دین شمرده و او را از جمله علمای خارج مذهب دانسته و خواندن كتاب های سینا را برای مسلمانان جایز نمی شمارد و گناه كبیره میداندو سینا را شیطانی از شیاطین لقب داده است) غافل از اینكه او خودش شیطان بزرگ بود . هر قدر از قرن وسطی دور تر میشویم و هر قدر رایره نفوذ دین بیشتر میشود این اعتراظات بیشتر و شدید تر میشود علت هم معلوم است زیرا منطق و نحوه استنتاج سینا با مبادی ظاهر بینان دین كه پایه اش بر تعصب نهاده شده سازگار نیست مخصوصا كه با هجوم تركان عثمانی دین زا با خرافات . اساطیر وفانتزی ها امیخته ساختند و توده های كشور های اسلامی را در جهل و خرافه نگهداشتن تا هیت هایی حاكم بتواند براحتی حاكمیت نمایند و تنها دشمنی كه دز مقابل هر گونه جهل و خرافه ایستادگی میكند علم و معرفت است بنا این مخالفت ها متدینین ظاهر نما با اشاعه فلسفه و حكمت امری طبعیی بشمارمیرود.

ابوعلی سینا در سال 428 هجری قمری ، زمانی كه تنها 58 سال داشت ،‌ در حالی رخت از جهان بربست كه با ادای دین خود به دانش بشری ، نامی به صلابت تمدن خراسانی از خود به جای گذاشت اما دریغ ودرد كه امروز این صلابت تمدن خراسانی دارد كه اهسته اهسته به باد فراموشی سپرده شود.

 

منبع :آریانا نت

 

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : آدمک
قالب وبلاگ